سيد محمد باقر برقعى

432

سخنوران نامى معاصر ايران ( فارسي )

درماندگان وادى حيرت تو ياورى * هر مشكلى به دست توانت گره‌گشا با دشمنان به گاه نبرد انزع البطين * چابك‌سوار معركه‌اى در ، گهِ غزا اى صاحب مقام كمالات معنوى ! * مَدحت خدا نموده در آيات « هَلْ أَتى » ميلاد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلم صبح صادق دميد و كرد ظهور * از كران فلق جوانهء نور چهرهء آسمان ز دود زُدود * گشت خاموش آتش نمرود كاخ نوشيروان به لرزه فتاد * طاق كسرا شكست از آن ميلاد گشت آتشكده به فارس خموش * دست شيطان بريده شد ز سروش آب ساوه فرو شد از دريا * مولدش كرد سرنگون بت‌ها خاتم المرسلين ، بشير و نذير * داعى دين حقّ ، سراج منير بر فراز فلك فراشت چو ماه * پرچم « لا الهَ الَّا اللّه » گر نمىبود خواجهء « لَولاك » * حقّ نمىآفريد نُه « افلاك » گر نبودى تو اى رسول امين ! * كى به پا مىشد آسمان و زمين ميهمانت به ليلة الأسرى * حقّ تعالى بكرد از اين غبرا عالم هستى از تو بر پا شد * تيره‌شب رفت و نور پيدا شد جهل و نادانى از ميان بردى * علم و عرفان و دانش آوردى ذات پاك تو ، آيت حرمت * بر تمام جهانيان رحمت همه اشياء مر تو راست گواه * نَشهَدُ انَّكَ رَسُولَ اللّه